تبليغاتX
(به نام خداوندحکیم که همه جفتندو ماتکیم)

(به نام خداوندحکیم که همه جفتندو ماتکیم)

درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
توجه
یا مقلب القلوب والابصار

نوروز پيروز

نماز عيد نوروز

نماز عيد نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره‌هاي قدر، كافرون، توحيد، فلق و ناس و بسيار شبيه به نمازي است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و همين طور اعمال روز عيد غدير خم وارد شده است.

از آنجا كه قرائت سوره قدر در نماز عيد نوروز توصيه شده است مي‌توان دريافت كه عيد نوروز نيز چون ديگر اعياد اسلامي با نزول بركات و آيات الهي همراه بوده است. تاكيد بر قرائت سوره‌هاي كافرون، توحيد، معوذتين نيز مي‌تواند اشاره به درخواست دفع انواع شرور و بدي‌ها داشته باشد.

دعاي عيد نوروز

دعاي مخصوص عيد نوروز با درود و صلوات بر رسول اكرم صلي‌‌الله عليه‌وآله و آل او و اوصيا و همه انبيا و رسولان آغاز مي‌شود آنگاه با فرستادن درود بر ارواح و اجساد ايشان ادامه مي‌يابد.

در اين دعا آمده است: (هذا الذي فضله و كرمته و شرفته و عظمت خطره) اين فراز با اندكي جابجايي در كلمات در دعاي مخصوص ماه مبارك رمضان، ماه نزول قرآن نيز آمده است.

فراز پاياني دعاي مخصوص عيد نوروز : ( اللهم .... ما فقدت من شي فلا تفقدني عونك عليه حتي لا اتكلف مالا احتاج اليه يا ذالجلال و الاكرام ) از آن جهت كه در آن سخن از گم شدن و گمشده‌ها به ميان مي‌آيد بيش از اندازه قابل توجه است زيرا، چنانكه نقل شده است عيد نوروز همان روزي است كه حضرت سليمان عليه‌السلام انگشتري خويش را پس از مدتي پيدا كرده است.


نويسنده: میثم مورخ: پنجشنبه 1386/12/23 در ساعت: 2:3 بعد از ظهر
|+|
نوروز 87 مبارک

 

عید همتون مبارک

امیدوارم سال خوبی داشته باشید حتی بهتر از امسال

به خدا شرمنده که نتونستم تو این ماه وبلاگم را آپ کنم آخه  سرم شلوغ بود و..........

سر سفره هفت سین بعد از دعای فرج ما رو هم دعا کنید

به خدا محتاجیم

به امید اینکه همه ی ما تو سال جدید از اینی که هستیم بهتر بشیم

 


نويسنده: میثم مورخ: چهارشنبه 1386/11/24 در ساعت: 10:34 قبل از ظهر
|+|
این هم برای رفیقان خودم
 

 

از من نپرس چقدر دوستت دارم

اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست

به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم

مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد

مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم

 بگو معنی تمرین چیست ؟

بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟

بریدن از خودم را ؟

 مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ...

از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم

همه می دانند که دروری تو روحم را می آزارد

 تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند

 نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ...

 هوای سرد اینجا رو دوست ندارم

 مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام


نويسنده: میثم مورخ: چهارشنبه 1386/11/03 در ساعت: 7:29 قبل از ظهر
|+|
(((یا حسین مظلوم)))
((سالروز شهادت امام حسین سرور و سالار کربلا رابه تمامی مسلمین تسلیت میگویم.))

  اينجا که به هر سو سخن از عشق نوشته است

                                           بين الحرمين است خيابان بهشت است

                                                                        

هر غمی داری مال من هر چی که دارم مال تو

خون می ریزم به پات حسین خونم آقا حلال تو

غصه عالم مال من خوبی دنیا مال تو

سینه زنیها مال من بهشت اعلا مال تو

نوکریت آقا مال من سروری آقا مال تو

غلام سیاهی مال من اربابی آقا مال تو

گدایی آقا مال من امیری آقا مال تو

آواره گشتن مال من ملک خدایی مال تو

علقمه آقا مال من گنبد خضرا مال تو

پرچم سرخت مال من شعر و غزلها مال تو

خار گلستان مال من دسته گل یاس مال تو

عشق ابوالفضل مال من حضرت عباس مال تو

 


نويسنده: میثم مورخ: چهارشنبه 1386/11/03 در ساعت: 7:28 قبل از ظهر
|+|
عشق
 
در دادگاه عشق.قسمم قلبم.
 
وکیلم.دلم و حضار جمعی از عاشقان ودلسوختگان.
 
قاضی نامم را بلند خواند. گناهم را
 
دوست داشتن تو اعلام کرد
 
ومحکوم شدم به تنهایی ومرگ
 
کنار چوبه دار از من خواستن
 
آخرین خواسته ام را بگویم
 
و من گفتم به تو بگویند
 
دوستت دارم
 

 

 /


نويسنده: میثم مورخ: چهارشنبه 1386/11/03 در ساعت: 6:40 قبل از ظهر
|+|
فقط تو عزیزم

روز بعد از رفتن تو آینه جا خورد تا منو دید

    
آینه با من گفتگو کرد اول از حال تو پرسید

روز بعد از رفتن تو رازقی مرد، باغچه خشکید

دل اطلسی شکست و شعرم از دست تو رنجید

روز بعد از رفتن تو ظلمت تازه ورق خورد

نسترن های رو طاقچه بی تو پرپر شد و پژمرد

نفسامو تو سینه پس زد، زمین عاشقاشو بلعید

شیشه ی پنجره یخ زد، بارون فاجعه بارید

عابر دیوونه این بار به من دیوونه خندید

عکس یادگاری ما بعد تو منو نبخشید


نويسنده: میثم مورخ: چهارشنبه 1386/11/03 در ساعت: 6:39 قبل از ظهر
|+|

 

بعد از تو در شبان تیره و تار من دیگر چگونه ماه

آوازهای طرح جاری نورش را تکرار می کند ؟

بعد از تو من چگونه این آتش نهفته به جان را خاموش میکنم ؟

این سینه سوز درد نهان را بعد از تو من چگونه فراموش میکنم ؟

من با امید مهر تو پیوسته زیستم

بعد از تو ؟

این مباد که بعد از تو نیستم

بعد از تو آفتاب سیاه است

دیگر مرا به خلوت خاص تو راه نیست

بعد از تو درآسمان زندگیم مهر و ماه نیست 

 بعد از من آسمان آبی است آبی مثل همیشه


    graphicbazar043.gifgraphicbazar043.gifgraphicbazar043.gifgraphicbazar043.gifgraphicbazar043.gif


نويسنده: میثم مورخ: سه شنبه 1386/11/02 در ساعت: 7:52 قبل از ظهر
|+|
دلم برات خیلی تنگ شده

TinyPic image

نازنينـــــــــــــــــــم !

بي تو اينجا نا تمام افتاده ام

پخته اي بودم که خام افتاده ام

گفته بودي تا که عاقلتر شوم

آه ، مي خواهي مگر کافر شوم

من سري دارم که مي خواهد کمند

حالتي دارم که محتاجم به بند

کاشکي در گردنم زنجير بود

کاشکي دست تو دامنگيربود

عقل ما سرمايه دردسر است

من جهان را زير وبالا کرده ام

عشق خود را در تــــــو پيدا کرده ام

من دگر از هر چه جز دل خسته ام

عهد ياري با دل دل بسته ام

بر لب تو خنده مجنوني ام

خنده تو رنگي از دلخونيم 

                  


نويسنده: میثم مورخ: سه شنبه 1386/11/02 در ساعت: 7:47 قبل از ظهر
|+|
ای نامهربون

عــــــشــــــق 

با دل عاشق بد نکن ای آدم نامهربون

سنگ دل وبی وفا نشوتودل داری اینم بدون

توقول همراهی دادی رو وعده ی دلت بمون
 
باطن پاک و توجهان می خرنش خیلی گرون
 
عهدشکن عشق نباش خیرنمی بینی ازاون
 
باهمون نگاه اول توی قلبم خونه کردی
 
مثل یک پرنده ازعشق توی سینه لونه کردی
 
دل روبردی ونگفتی که دلی به این ظریفی
 
واسه باختن نا نداره که ببازه به حریفی
 
توهمونی که توقلبم قد دنیا خونه داره
 
توی تک باغ دل من گل خوشبختی می کاره
 
توهمون خوبی که اسمت به لبم خنده میاره
 
اگه باشی تاهمیشه دیگه این دل غم نداره
 
عشق تویک آسمونه پرازنوروقشنگی
 
دل ساده که نفهمید توقشنگ اما دورنگی
 
توکه احساسی نداری چرابامن عهدبستی
 
به خداکه بی وفایی اخه توپیمون شکستی
 
من بازدارم هنوزم توی خاطرات می سوزم
 
یاد ظلم های گذشته سیاه کرده شب و روزم
 
دوست دارم یادت توسینه واسه همیشه بمیره
 
توشکست سخته عشقت دلم عبرتی بگیره
 
تابفهمه توی دنیاخیلی ازعشقا فریبه
 
خیلی ازعشقا فریبه

 


نويسنده: میثم مورخ: جمعه 1386/10/21 در ساعت: 7:48 قبل از ظهر
|+|
چه بدانی چه ندانی دوستت دارم.

من به غير از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی

از درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی
دل من ميل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی

ديده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی

مـن کـه بيمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی

جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانی

ميتوانی به همه عـمر ، دلم را بفريبی

ور بکوشی ز دل من بگريزی ، نتوانی

دل من سوی تــــــو آيد ، بزنی يا بپذيری

بوســــه ات جان بفزایـد ، بدهی یـا بستانی

جانی از بهر تـو دارم ، چه بخواهی چه نخواهی

شعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخوانی چه نخوانی


نويسنده: میثم مورخ: جمعه 1386/10/21 در ساعت: 7:40 قبل از ظهر
|+|
#.....دوستتون دارم.....#

وقتي من از تو بي خبر مي مونم ،ميميرم
وقتي به يادت تا سحر ميخونم ، ميميرم
بدون تو دنيا برام زندونه ، ميميرم
يه روز کنج اين زندون ويرونه ، ميميرم
من بي تو ميميرم ،ميميرم ، ميميرم
هر جا ميرم چشماي تو پيش رومه
روي تو چون آيينه اي پيش رومه
مي پيچه تو خاطر من عطر خوبت
با تو بودن تا به ابد آرزومه
به تو محتاجم من
اي هواي تازه
نفس من با تو زندگي مي سازه
بي تو ميميرم
تو منو دعوت کن به شهر چشمات
تو منو دعوت کن به روشنايي ها
از تموم غمها دلو رها کن
هر جا ميرم چشماي تو پيش رومه
با تو بودن تا به ابد آرزوم
 

دوستون دارم

 


نويسنده: میثم مورخ: جمعه 1386/10/21 در ساعت: 7:34 قبل از ظهر
|+|
خیلی دویتتون دارم

من که مشغولم به کاردل .چه تدبیری مرا
من که بیزارم ز کار گل .چه تاثیری مرا
 
من سیرابم چنین ازچشمه ی جوشان عشق
خلق اگر با من نمی جوشد.چه تحقیری مرا
 
من که با چشم  حقارت  عالمی  را بنگرم
سنگ اگر بر سر بکوبم . چه تحقیری مرا
 
خامه ی قدرت بنامم  برگ  ازادی  نوشت
ای اسیران رین گرامی تر. چه تقدیری مرا
 
نام من در زمره ی این نامداران . گو مباش
بر سر امواج سر گردان. چه  تصویری مرا
 
نشئه ی جاوید من از باده ی شوریدگی است
بهتر از این مست خواهی. با چه تخدیری مرا
 
من بدین   ویرانی   دل.     بسته ام   امیدها

عشق   اباد   ابد    بادا.    چه تعمیری  مرا
 


نويسنده: میثم مورخ: چهارشنبه 1386/10/05 در ساعت: 9:58 بعد از ظهر
|+|
!!......عشق.....!!

 

نبود طلوع از برج ما آن ماه مهرافروز را


تغيير طالع چون كنم اين اختر بد روز را


كي باشد از تو طالعم كاين بخت اختر سوخته


گرداند از تاثير خود صد اختر فيروز را


دل رام دستت شد ولي بر وي ميفشان آستين


ترسم كه ناگه رم دهي اين مرغ دست آموز را


بر جَيبِ صبرم پنجه زد عشقي گريبان پاره كن


افتاده كاري بس عجيب دست گريبان دوز را

 
كم باد اين فارغ دلي كو صد تمنا مي كند


صد بار گَردم گِرد سر ، عشق تمنا سوز را


با آنكه روز وصل او دانم كه شوقم مي كشد


ندهم به صد عمر ابد يك ساعت آن روز را


وحشي فراغت مي كند كز دولت انبوه تو


صد خانه پر اسباب شد جان ملال اندوز را


نويسنده: میثم مورخ: چهارشنبه 1386/10/05 در ساعت: 9:52 بعد از ظهر
|+|
تقدیم به کسی که دوست داشتن را به من آموخت ...

 

تقدیم به یک دوست :

 

كاش مي شد پركشيد و از هوسها دور بود

بي خبر از درد شب  همسفر با  نور  بود

كاش مي شددردل شب قاصدك را بو كشيد

از  نگاه  شاپركها  قطره  اشكي  مي چكيد

كاش  مي شد  آشنا با تار آه و اشك بود

هم  صدا با صد ترانه هم نوا  با درد بود

كاش  مي شد  قطره اي از شبنم  دل را چشيد

تا به  معناي  عميق  دوستي  با  او رسيد.


نويسنده: میثم مورخ: چهارشنبه 1386/09/21 در ساعت: 10:8 قبل از ظهر
|+|
تنهایی ... !

 

 

شبي در شب ترين شبها، تو ماهم مي شوي آيا

  

تو تسليم تماشاي نگاهم مي شوي آيا

  

شبيه يك پرنده، خيس از باران كه مي آيم

  

تو با دستان پر مهرت، پناهم مي شوي آيا

  

پس از طي كردن فرسنگها راهي كه مي داني

  

كنار خستگيها، تكيه گاهم مي شوي آيا

  

شناكردن ميان خاك را بد من بلد هستم

  

تو اقيانوس موج آماج راهم مي شوي آيا

  

نگاه ناشيانه من به هستي داشتم عمري

  

تو تصحيح تمام اشتباهم مي شوي آيا

  

اگر بي روز و بي تقويم ماندم من

  

به و صل فصلهايت، سال و ماهم مي شوي آيا

  

براي دوستم داري گواهت بوده ام عمري

  

براي دوستت دارم گواهم مي شوي آيا

  

شب افسانه اي با تو طلوع تازه اي دارد

  

تو در صبح اساطيري پگا هم مي شوي آيا

  

صبور و ساده اي اما، عميق و ژرف، عشق من

  

براي حرف نجوا، نعره چاهم مي شوي آيا

  

پس از صد سال ا گر بد ترجمه كردي نگاهم را

  

به پاس اشكهايم عذر خواهم مي شوي آيا

  

تو شيرينتر از آن هستي كه شادابيت كم گردد

  

و از خود تلخ مي پرسم تباهم مي شوي آيا؟

  

 


نويسنده: میثم مورخ: دوشنبه 1386/09/19 در ساعت: 10:52 بعد از ظهر
|+|
..:: عشقی دوباره!!! ::..

   از اولین نگاه تو بودی کنار من

                              با قلب من همیشه کمی راه آمد

   در راه های سخت عبورم ز زندگی

                                  تا ساحل امید تو همراه آمدی

   ای مهربان ترین تپش قلب زندگی

                               ای قصه صبوری گل های عاطفه

   ای امتداد آینه عشق تا ابد

                                 ای معنی تولد زیبای عاطفه 

  زیباترین از تولد گل های ارغوان

                               آبی ترین از شکفتن روح حقایقی

   دستان تست سایه صدها گل غریب

                            توشرح حال سوختن شمع عاشقی

  یادم نمی رود که چه کردی برای من

                                     گلدان آرزوی مرا آب داده ای

  در سایه روشنی که پراز عطر یاس بود

                                من را به روی ثانیه ها تاب داده ای

  پرواز کن به کشور آیینه ها پاک

                                 شاید مرا ز برکه غم ها رها کنی

  شاید مرا وعاطفه را آشتی دهی

                                دل را به نغمه های وفا آشنا کنی


نويسنده: میثم مورخ: دوشنبه 1386/09/19 در ساعت: 10:15 بعد از ظهر
|+|
..:: قصه پونه ی عشق...!! ::..

صداقت یعنی از مرز افق ها

به قصد دیدن رویت گذشتن

میان کوچه های سبز احساس

به دنبـال قـدم های تو گشتن

نجــابت یعنی از بـاغ نگاهت

به رسم عاطفه یک پونه چیدن

میان سایه روشن های احساس

تـرا از پشت یک آیـینه دیـدن

دو چشمت سر زمین آرزو ها

نگاهت داستان آشنایی ست

امان از آن زمان که قلب عاشق

گرفتار خزان یک جدایی ست

تو در آن سوی مر مرهای احساس

ومن در جـسـتجوی یـک بـهانه

که شاید روزی از فصل شکفتن

به تو گـویم کلامی عاشقانه

کنــار سایبـان دیــدگـانـت

همیشه آرزوها ارغوانیست

بدان تا صبح پرنور شکفتن

به یاد دیده تو آسمانی ست

طلـوع پـاک دیـدار تو یعنی

برای لحظه ای چون یاس بودن

زمستان غـریبی را شکستن

وچون آیینه با احساس بودن

 

 



نويسنده: میثم مورخ: دوشنبه 1386/09/19 در ساعت: 10:1 بعد از ظهر
|+|
...بهانه...!!

گفتی که به احترام دل باران باش

باران شدم وبه روی گل باریدم

گفتی که ببوس روی نیلوفر را

از عشق تو گونه های او بوسیدم

گفتی که ستاره شو دلی روشن کن

من هم چو گل ستاره ها تابیدم

گفتی که برای باغ دل پیچک باش

بر یاسمن نگاه تو پیچیدم

گفتی که برای لحظه ای دریا شو

دریا شدم و ترا به ساحل دیدم

گفتی که بیا ولحظه ای مجنون باش

مجنون شدم و ز دوریت نالیدم

گفتی که شکوفه کن به فصل پایی

گل دادم وبا ترنمت روییدم

گفتی که بیا و از وفایت بگذر

از لهجه ی بی وفاییت رنجیدم

گفتم که بهانه ات برایم گافیست

معنای لطیف عشق فهمیدم

 


نويسنده: میثم مورخ: دوشنبه 1386/09/19 در ساعت: 9:4 بعد از ظهر
|+|
یادگاری

 

    

شبی غمگين تر از شبهای فرهاد

    

 به ياد لحظه های رفته بر باد

     

به ياد سروهای سبز و عاشق

     

نشستم گريه کردم تا شقايق

     

صدايم يک نيستان بی قراری

     

غروب و حسرت و چشم انتظاری

     

به يادت ای عزيز نازنينم!!!!!

    

می نویسم یادگاری

    


نويسنده: میثم مورخ: سه شنبه 1386/09/13 در ساعت: 8:33 قبل از ظهر
|+|
شیرین بی وفا...
 

 

فرهاد زد به کوه

 

تیشه را رها کرد

 

انقدر دل فریاد داشت

 

که جای تیشه زدن نبود

 

تیشه برای بعد

 

اکنون زمان فریاد است 

 

 


نويسنده: میثم مورخ: سه شنبه 1386/09/13 در ساعت: 8:26 قبل از ظهر
|+|
روزگار

     

اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را

     

 اينگونه به خاك ره ميفكن ما را

     

 ما در تو به چشم دوستي مي بينيم

     

 اي دوست مبين به چشم دشمن ما را

      

 

love


نويسنده: میثم مورخ: سه شنبه 1386/09/13 در ساعت: 8:25 قبل از ظهر
|+|
فرصت

***سلامی به سادگیه یک کلام ***

می گویند بهار وقتی می آید که بنفشه سر از بستر خاک بر دارد.

وعطر آن کوچه باغهای شهر را پر کند اما من می گویم:

" بهار وقتی می آید که هیچ چشمی بارانی نباشد

وهیچ لبی از غم دوری لرزان نگرذد

بهاران وقتی می آید که خزان گلبوته های مهر را به یغما و تاراج نبرده باشد

آری ...در آن زمان است که لبها لبریز از عشق صفا و عاطفه می گردد."

بهار در راه است پس بیایید زندگی را از بهار لبریز کنیم

و همدیگر را تا سر حد مرگ دوست داشته باشیم


نويسنده: میثم مورخ: سه شنبه 1386/09/13 در ساعت: 8:25 قبل از ظهر
|+|
یه نصیحت...

همیشه فکر میکردم وقتی بری هیچ موقع نمیتونم فراموشت کنم....

اما وقتی رفتی تا یه هفته دوریت واسم سخت بود...

بعدش۱ نفر دیگه بعد اون هم چند نفر دیگه برام دست تکون دادن و

 باهاشون زندگیم رو میگذروندم....

اما دیدی چه زود فرامش شدی..

یه نصیحت: 

هرگز این کار رو برای آزار دادن پسر ها انتخاب نکن

پسر ها هیچ موقع سر کار نمی مونن..

حتی اگه واسه ی سر کاری با اونا دوست شی

 اونا حالشون رو میبرن.....


نويسنده: میثم مورخ: سه شنبه 1386/09/13 در ساعت: 8:24 قبل از ظهر
|+|
جملات عاشقانه
 

          

سهم من از دوري تو

          

 چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،

          

نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب

          

 و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .

          

پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا

           

 


نويسنده: میثم مورخ: سه شنبه 1386/09/13 در ساعت: 8:11 قبل از ظهر
|+|
یه گونی اس ام اس عاشقانه..
به حساب بانکي شما مليونها بوسه عشق واريز کردم شما مي توانيد بطور شبانه روزي از طريق مهر کارت برداشت نمائيد

بقیه ی اس ام اس ها در ادمه مطالب..... 


نويسنده: میثم مورخ: سه شنبه 1386/09/13 در ساعت: 8:5 قبل از ظهر
|+|
ماهییییییییییی
2

 

  

برای تو می نویسم ....

  

 برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...

  

 برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست...

  

 برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست...

  

 برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...

  

 برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...

  

برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...

  

برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...

  

 برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ...

  

برای تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است....

  

برای تويی كه قلبت پـاك است...

  

 برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است...

  

 برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...

  

 برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...

  

 برای تویی که آرزوهایت آرزویم است...

  

دوست دارم .

  


نويسنده: میثم مورخ: سه شنبه 1386/09/13 در ساعت: 8:4 قبل از ظهر
|+|
قطعات عاشقانه

 
دربيكران زندگي دوچيز افسـونـــم كــرد
 آبــــــــــي آســمان وخدا
آبي آسمان را ميبينم و ميدانم كه  نيست
خدارا نمي بينم و ميدانم كه هست
 
 
بقیه در ادمه مطالب ................

نويسنده: میثم مورخ: سه شنبه 1386/09/13 در ساعت: 8:3 قبل از ظهر
|+|
تقدیم به رفیق

 

 

  

من همه ي قصه هام قصه ي توست

 

 اگه غمگينه اونم از غصه ي توست

 


نويسنده: میثم مورخ: سه شنبه 1386/09/13 در ساعت: 8:1 قبل از ظهر
|+|
محاسبه عشق

 

 


نويسنده: میثم مورخ: سه شنبه 1386/09/13 در ساعت: 8:0 قبل از ظهر
|+|
اینم برای عاشقان.............

روش نگارش نامه عاشقانه

برای خواندن مطالب به ادامه مطالب رجوع کنید..........


نويسنده: میثم مورخ: شنبه 1386/09/10 در ساعت: 8:18 قبل از ظهر
|+|

Copy Right By: Http://WWW.J28.coo.ir
Sponsored By: Masoud Rezaie





Powered by WebGozar